تبليغاتX
پایگاه گاهشناسی درختی ایران

پایگاه گاهشناسی درختی ایران

مطالعه، اندازه گیری و تاریخ گذاری حلقه های رویشی درختان با روش های دندروکرونولوژی

تعاریف و اصطلاحات

تعاریف و اصطلاحات رایج در گاهشناسی درختی:

گاهشناسي مطلق: نوعي از گاهشناسي است که برحسب تاريخ تقويمي تاريخ­گذاري شده باشد.

رشد سالانه: عبارت است از مقدار افزايش حجم يک درخت و يا يک توده درختي در طي يک سال.

تابع خودهمبستگي: نتيجه محاسبه ضرايب خود همبستگي از يک تا تعداد معيني از مقاطع زماني (براي يک متغير مانند رشد سالانه)، و سپس طراحي اين ضرايب را به عنوان تابعي از مقطع زماني گويند.

رگرسيون خودي: به رگرسيوني گويند که در آن يک رقم در يک زنجيره زماني به يک يا چند رقم که از لحاظ زماني بيشتر مي­باشند، بستگي و يا ارتباط دارد.

پوست: تمامي بافت­هاي که بيرون از لايه­زايا يا کامبيوم قرار دارند.

سونداژ (مته زني): عمل سوراخ کردن تنه درخت به وسيله مته رويش سنج که به منظور به دست آوردن نمونه استوانه­اي رويش انجام مي­گيرد.

تنظيم کردن يا کاليبراسيون: مرحله­اي از تجزيه و تحليل اقليم ـ درخت که در آن يک الگوي ارتباطي بين حلقه­هاي رويشي درخت و عوامل اقليمي به شکل خاصي با استفاده از رگرسيون خطي ساده يا چند متغيره ساخته مي­شود.

فعاليت کامبيومي: شدت و مدت تقسيم سلول­هاي کامبيومي را گويند.

سن کامبيومي: سن يک برش از تنه درخت را گويند. سال اول مربوط به اولين حلقه رويشي خارج از مغز درخت مي­باشد.

کامبيوم (لايه زايا، لايه زاينده): لايه­اي از بافت مريستمي را گويند که در زير پوست درخت بين بافت چوبي ثانوي از داخل و بافت آبکشي ثانوي از خارج قرار گرفته است، در واقع در نتيجه تقسيم اين، بافت چوبي و آبکشي تشکيل مي­شوند.

گاهشناسي (زمان شناسي): ميانگين اندازه­هاي (پهني) مجموعه حلقه­هاي رويشي درخت که به صورت تابعي از زمان بيان مي­شوند. مبدا زماني (تاريخ­گذاري) ممکن است مطلق يا شناور باشد.

نمودار اقليمي (دياگرام اقليمي): عبارت از نمايش نموداري (گرافيکي) ميانگين ماهانه داده­هاي اقليمي و رويدادهاي اقليمي بحراني کوتاه مدت.

تاريخ­گذاري تطبيقي (تاريخ­گذاري عرضي): عمل تطبيق و جوربندي تغييرات پهناي حلقه­هاي رويشي يا ديگر خصوصياتي که در بين چندين مجموعه حلقه رويشي از درختان نمونه گيري شده، انجام مي­شود تا امکان تشخيص دقيق سالي که در آن هر  کدام از حلقه­ها رویش يافته­اند، و يا خاستگاه جغرافيايي درخت (در مورد چوب­هاي تجارتي خارج از منطقه و غيره) به وجود آيد.

تاريخ­گذاري (گاهشناسي): «گاهشناسي عمومي درختي» عمل تعيين تاريخ تشکيل يک حلقه رويشي به وسيله چشم يا با شيوه­هاي نموداري (گرافيکي) يا آماري است.

«ديرينه شناسي درختي» براي تعيين توالي زماني حوادثي که در مقايسه با همديگر و يا در قياس به هر مقياس از پيش تعيين شده ديگري که براي اندازه­گيري زمان، طراحي و تنظيم شده باشند، بستگي داشته باشند.

باستان­شناسي درختي (ديرينه شناسي درختي): به مجموعه­اي از رويش­هاي علمي اطلاق مي­شود که براي تعيين تاريخ دقيق يک دوره زماني به کار مي­روند که طي آن زمان عمليات قطع، استحصال، و استفاده در بنا انجام شده باشد.

گاهشناسي درختي: به علم تاريخ­گذاري حلقه­هاي رويشي اطلاق مي­شود. اين شامل بررسي و تجزيه و تحليل اطلاعات موجود در ساختار حلقه­هاي تاريخ­گذاري شده است و استفاده از آن به منظور پاسخگويي به سوالات تاريخي و زيست محيطي مي­باشد.

1)        به تعبير دقيق، کاربرد گاهشناسي درختي، که به تاريخ­گذاري منجر مي­شود (به عنوان مثال: ديرينه شناسي درختي).

اقليم شناسي درختي: زير مجموعه­اي از علم بوم­شناسي درختي است که با استفاده از حلقه­هاي رويشي تاريخ گذاري شده، مطالعه اقليم­هاي گذشته و حال را ممکن مي­سازد.

زمين شناسي درختي: زير مجموعه­اي از بوم­شناسي درختي است که از حلقه­هاي رويشي تاريخ­گذاري شده جهت مطالعه و تاريخ­گذاري فرايندهاي ژئومورفيک همچون لغزش صخره­اي، رانش زمين، و غيره استفاده مي­کند.

آب­شناسي درختي: زير مجموعه­اي از بوم­شناسي درختي است که از حلقه­هاي رويشي تاريخ­گذاری شده جهت مطالعه و تاريخ­گذاري پديده­ها يا آب­شناختي همچون تغييرات جريان رودخانه­اي تغييرات سطح آب درياچه­ها و تاريخ سيلاب­ها استفاده مي­کند.

روند زدايي: حذف و برطرف نمودن (کنار گذاري) روند (رفتار يا حالت کلي) مربوط به تغييراتي از يک مجموعه حلقه رويشي را گويند، که ارزش کم و يا متوسط دارند، طرف نظر از منشاء اصلي روند (همچون تغييرات محيطي دراز مدت، تاثيرات سن درخت، جهش­هاي درختي و غيره).

پراکنده آوند: چوب­هاي که در آن­ها اندازه آوندها نسبتا يکنواخت بوده و يا دست کم تغيير در اندازه، به صورت تديجي صورت گرفته باشد، و در سراسر حلقه رويشي پخش باشند.

چوب آغاز: سلول­های بافت چوبي که در داخل يک حلقه رويشي در اوایل فصل رويش توليد شده و بازدانگان به وسيله تراکيئدهاي فراخ با ديواره نازک، و در نهاندانگان به بوسيله تعدادي زيادي آوندهاي درشت قابل تشخيص هستند.

سال رويدادي: رويدادي، به سالي با خصوصيات بارز در يک محدوده از حلقه­هاي رويشي متوالي و مجزا از هم که با چشم قابل تشخيص باشند، گفته مي­شود. از ديدگاه ريخت­شناسي (مورفولوژي) از چند راه قابل تشخيص است. حلقه گم شده، حلقه کاذب، نخستين سال يک تغيير رشد ناگهاني، چوب واکنشي، بروز زخم يا افزايش در مجاري رزين يا بافت­هاي تغيير رنگ داده و غير ...

حلقه کاذب: به لايه رويش اضافي و ظاهرا کامل و مشخص که در داخل يک فصل رويش شکل يافته باشد، حلقه کاذب گويند. برخلاف، نوسان جرم ويژه، حلقه­هاي کاذب از لحاظ ريخت شناسي (مورفولوژي)، قابل تشخيص از حلقه­هاي رويشي واقعي نيستند و تنها از تاريخ­گذاري تطبيقي مي­توان آنها را شناسايي کرد.

گاهشناسي شناور: به يک مجموعه حلقه رويشي با سن ناشناخته گفته مي­شود که تاريخ­گذاري تطبيقي در آنها بر مبناي تاريخ تقويمي مشخصي، انجام نگرفته باشد.

منحني رشد قطری: نمودار اندازه­گيري­هاي انجام شده از پهناي حلقه­هاي رويشي متوالي را گويند که به صورت تابعي از زمان ترسيم شده باشد.

محدوده رويش: در يک گونه که حلقه­هاي رويشي ساليانه واقعي توليد نمي­کند، به لايه رويشي گفته مي­شود که طي يک دوره زماني نا معين توليد شده باشد. در اين حالت حد بين چوب تابستانه و بهاره هيچ­گاه متمايز و مشخص نيست و اغلب در تمامي پيرامون تنه درخت نبوده و يک دايره کامل ايجاد نمي­کند.

مته رويش سنج (مته نمونه برداري): ابزاري است شبيه مته (مته نجاري) ولي تو خالي با يک ناودانک برون کشنده (اصطلاحا قاشقک) که براي بيرون آوردن استوانه­هاي باريک (معمولا به mm5) از چوب تنه درخت استفاده مي­شود.

استوانه رويش: نمونه استوانه­اي باريک از چوب که بوسيله مته رويش سنج از تنه درخت يا الوار در جهت شعاعي درختان زنده سرپا و يا افکنده و استحصال شده به دست مي­آيد.

عامل محدود کننده: رويش گياه، تحت کنترل برخي عوامل محدود کننده مي باشد که ممکن است خارجي (همچون: آب، دما، نور، دي اکسيد کربن، اکسژن، مواد معدني موجود در خاک ...) و يا دروني (همچون تنظيم کننده­هاي رويش، آنزيمها، ...) باشد. يک فرايند بيولوژيکي همچون رويش نمي­تواند سريع­تر از آني باشد که توسط اغلب عوامل محدود کننده، مجاز شناخته شده است.

گاه­شناسي محلي: نوعي گاهشناسي را گويند که از ميانگين گاهشناسي چندين جايگاه در داخل يک منطقه به دست آمده باشد و زيستگاه­هاي تقريبا متفاوتي را منعکس کند که در شرايط محيطي، نوع خاک، گونه­ها، و يا سن درختان متغير باشد.

ايستگاه هواشناسي: به مکاني گفته مي­شود که داده­هاي هواشناسي در آن به طور منظم يا دائم اندازه­گيري و ثبت مي­شود.

حلقه گم شده: به حلقه رويشي گفته مي­شود که در يک نمونه (براي مثال در يک استوانه رويش يا ديسک تنه) به دليل ناتواني فعاليت لایه زايا وجود نداشته و غائب باشد. حلقه­هاي گم شده به وسيله تاريخ­گذاري تطبيقي قابل تشخيص مي­باشند.

تحليل چنده متغيره: تحليل آماري بيش از يک متغير را گويند. در گاهشناسي درختي به تحليل همزمان مثلا چندين سال، چندين عامل خارجي و يا هر دو اشاره دارد.

سال نشانگر: تجمع و تمرکز سال­هاي رويدادي يعني سال­هايي که خصوصيات بارزي داشته باشند، همچون: حلقه گم شده چوب واکنشي، منطقه زخمي و غيره را که تاريخ­گذاري (تطبيقي) شده باشند، در بين گروهي از درختان، سال نشانگر نامند.

تاريخ­گذاري بر مبناي کربن راديواکتيو: به عمل تعيين سن مواد کربني قديمي به وسيله اندازه­گيري مقدار کربن راديواکتيو موجود در آن­ها گفته مي­شود.

گاهشناسي منطقه­اي: به زمان شناسي گفته مي­شود که از ميانگين چندين زمان شناسي جايگاهي يا محلي به دست آمده باشد که در يک ناحيه بزرگ، براي مثال مناطق شمالي آريزونا، گسترده باشند.

رگرسيون: به نمايش آماري يک رابطه گويند که در آن يک گروه معلومات به نام داده­ها يا متغيرهاي اوليه به يک (اگر رگرسيون ساده باشد) و يا تعداد بيشتري (در مورد رگرسيون هاي چندگانه) گروه اطلاعات، به نام داده­هاي پيشگو وابسته­اند و يا مي­توانند از روي آنها محاسبه شوند. هنگامي که يک رابطه رگرسيوني به دست آمده، از اين معادله استفاده مي­شود تا تخمين­ها بدست آيند. اين تخمين­ها در واقع ارزش­هاي اوليه محاسبه شده­اي مي­باشند که از داده­هاي پيشگو استخراج شده­اند.

پهناي حلقه رويشي: به پهناي يک حلقه رويشي گفته مي­شود که در طول شعاع درخت اندازه­گيري شده باشد.

شاخص پهناي حلقه: ارزش (رقم) تبديل شده پهناي کمي حلقه را پس از تقسيم بر يک تابع هموار کننده و استاندارد کننده گويند که به منظور استاندارد کردن انجام گرفته باشد. اين شاخص مي­تواند براي هر مشخصه از حلقه رويشي (غير از پهنا) نظير جرم ويژه نيز منظور گردد.

استاندارد کردن: به فرو نشاني و متعادل سازي تتغييرات دراز مدت از زنجيره زماين عوامل اندازه­گيري شده حلقه رويشي به وسيله تقسيم مقادير اندازه­گيري شده به يک تابع هموار کننده و استاندارد شده و تبديل آن­ها به يک زنجيره زماني از شاخص­هاي پهناي حلقه رويشي گفته مي­شود.

حلقه رويشي: به لايه سلول­هايي گفته مي­شود که در طي يک سال به وسيله بافت آبکش و چوب توليد شده باشد. محدوده­هاي چوب بهاره ـ چوب تابستانه در حلقه­هاي رويشي متوالي کاملا مشخص بوده و در سراسر محيط تنه درخت گسترده شده است.

+ نوشته شده در  21 Oct 2009ساعت 10:13 AM  توسط شمس الدین بالاپور  | 

زیرشاخه های علم گاهشناسی درختی

گاهشناسي درختي براساس حلقه­هاي رويشي بعنوان دانش تعيين سال شناخته مي شود. در زبان يونان باستان "Dendro " معني " درخت " و " Chronos " معني " تاريخ " و " Logos " مفهوم " دانش " را مي رساند. با ترکيب اين کلمات، اين شاخه علمي نامگذاري شد (فريتز، 1976). گاهشناسي اصلي " از اندازه­گيري پهناي حلقه رويشي، با سال شروع و پايان مشخص" بدست مي­آيد


گاهشناسي اصلي، با نمونه گيري از محيط­هاي مختلفي مانند بناهاي تاريخي، بستر درياچه­ها و دره، در سري زماني روبه گذشته گسترش داده مي­شود. نمونه­هاي که مشخص نيستند مربوط به چه سالي اند، بعد از تهيه گاهشناسي شناور آنها، گاهشناسي شناور با گاهشناسي اصلي با سال تقويمي مشخص انطباق داده مي شود، تا سال گاشناسي شناور مشخص شود. در اين شکل گاهشناسي اصلي روبه گذشته توسعه داده شده و عمل تعيين تاريخ نيز انجام مي گيرد.
پسوند " Dendro " با قرار گرفتن بر ابتداي شاخه­اي علمي فرواني به زير شاخه هاي مختلفي تقسيم مي­گردد. همانطور که اشاره شد، به زير شاخه­هايي همچون " Dendroclimatology " که به شناخت شرايط اقليمي حال و گذشته ياري مي رساند و "Dendroclimatography" که به تهيه نقشه اقليمي ادوار گذشته خدمت مي­کند، به همان شکل، به " Dendroecology " ، "Dendrohydrology " و " Dendeogeomorphology " که به اکولوژي، هيدرولوژي و ژئومورفولوژي ياري مي رساند، تقسيم مي گردد (فريتز، 1976). افزون بر اين شاخه­هاي علمي، کنل[1] و شوينگروبر[2] "باستان­شناسي درختي[3]" را در ارتباط با شاخه علمي باستان شناسي و " يخبندان­شناسي درختي[4] " را در ارتباط با تحقيقات جريان­هاي رودخانه­اي بعنوان زيرشاخه هاي از " گاهشناسي درختي" معرفي کردند. علوم و زمينه­هاي کاربردي گاهشناسي درختي بصورت شماتيک در زير نشان داده شده است


[1] Kaennel

[2] Schweingruber

[3] Dendroarchaeology

[4] Dendroglasiology

+ نوشته شده در  21 Oct 2009ساعت 10:6 AM  توسط شمس الدین بالاپور  |